تعداد بازدید ها: 66248

وب سایت محمد جانبلاغی فید وبلاگ

وب سایت محمد جانبلاغی نسخه موبایل

لیست محصولات فرهنگی .:: مکتب زندگی ::.

مجموعه آثار دکتر علی شریع مجموعه آثار دکتر علی شریع
تمام آثار دکتر شریعتی شامل کتاب، فیلم ویدئویی و سخنرانی
ماسک کوچک کننده بینی
ماسک چندکاره مخصوص بینی
پاک کننده، کوچک کننده و فرم دهنده
X
تبلیغات در بلاگ اسکای

بدان آغوش من باز است

                         شروع کن یک قدم باتو

                   تمام گامهای مانده اش بامن

خداگوید تو ای زیباتر از خورشید زیبایم

تو ای والاتر ازمحبوب زیبایم



:: موضوعات مرتبط: شعــر های عاشقانه
:: بازدید :
ت : چهارشنبه 3 اسفند ماه سال 1390

.:: هدیه ای از ماندانا به راه سبز زندگی ::.

یادم باشد در سکوتم  کسی هم صحبتم شد  ، تنهاش نذارم

یادم باشد کسی پیشم بود که تمنای دیدارش را دردیاری دور میکردم،.......دل.... ..

یادم باشد کسی یادم کرد یادش کنم

یادم باشد کسی در تنهایم،تنهام نذاشت ،در تنهایش تنهاش نذارم

یادم باشد که کسی در فقرم یادم میکرد، در غنی ایم یادش کنم

یادم باشد که وقتی بد بودم کسی منو خوب کرد، در بد بودنش به خوبی یادش کنم

یادم باشد تن عریانم را کسی پوشاند، که هیچ وقت به تن خوشم ننازم

یادم باشد که در بین بی اعتمادیها کسی بهم اعتماد کرد،‌اگر روزی بی اعتماد گشت ، معتمدش باشم

یادم باشد که در هر آمدن صبح گویم ای خوب خوبم رو خوب دار

یادم باش یاد دوست رو گفتم هرگز فراموش نمی کنم ، هیچ وقت از یاد نبرم

یادم باشد....

وتحیراتم

خواستار چیستی ای عقل و دل و دین من؟

تمنای ماندن داری و خواهش رفتن

کدام یک رو برگزینم

وکاش می شد واژه از ترکیب ماندن و رفتن ایجاد کرد

این واژه رو چه نامم؟



:: موضوعات مرتبط: شعــر های عاشقانه
:: بازدید :
ت : چهارشنبه 3 اسفند ماه سال 1390
اولین شانس
مرد جوانی در آرزوی ازدواج با دختر کشاورزی بود.
کشاورز گفت برو در آن قطعه زمین بایست. من سه گاو نر را آزاد می کنم. اگر توانستی دم یکی از این گاو نرها را بگیری، من دخترم را به تو خواهم داد.مرد قبول کرد. در طویله اولی که بزرگ ترین بود ، باز شد . باور کردنی نبود. بزرگ ترین و خشمگین ترین گاوی که در تمام عمرش دیده بود. گاو با سم به زمین می کوبید و به طرف مرد جوان حمله برد. جوان خود را کنار کشید، تا گاو از مرتع گذشت. دومین در طویله که کوچک تر بود، باز شد. گاوی کوچک تر از قبلی که با سرعت حرکت کرد .جوان پیش خودش گفت : منطق می گوید این را ولش کنم ،چون گاو بعدی کوچک تر است و این ارزش جنگیدن ندارد.سومین در طویله هم باز شد و همان طور که فکر می کرد ضعیف ترین و کوچک ترین گاوی بود که در تمام عمرش دیده بود.پس لبخندی زد و در موقع مناسب روی گاو پرید و دستش را دراز کرد تا دم گاو را بگیرد
اما………گاو دم نداشت!!!!
زندگی پر از ارزش های دست یافتنی است، اما اگر به آن ها اجازه رد شدن بدهیم ، ممکن است که دیگر هیچ وقت نصیبمان نشود. برای همین سعی کن که همیشه اولین شانس را دریابی.
 


:: بازدید :
ت : چهارشنبه 3 اسفند ماه سال 1390
 
کمک به مردم سومالی عزیز
محبت عمل می کند با اهدای کمک شما به قحطی زدگان سومالی زندگی دوباره را به آن ها هدیه کرده اید.
بانک ملت -- به نام صدیقه تقی ء ی
شماره حساب:3361408212
شماره کارت: 6104337045401112

کمک به محک

خداوند به شما برکت بدهد.